۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

در مملكت امام زمان ٣٤ میلیارد دلار سپرده های مردم را باز بردند و خم به ابروي كسي نيامد.

تا قبل هر گاه خبر اختلاسي مي آمد همه فكرها بسوي رفسنجاني و دارو دسته اش مي رفت ولي اكنون آنرا به گردن چه كسي مي اندازند.آيا در اين دولت به دزدان اقتصادي بهاي بيشتري داده مي شود كه هر از چند گاهي خبر اختلاس يا عدم پرداخت وامها ي كلان از طرف قشري خاص (آقا زاده ها )شنيده مي شود و هنوز آن فراموش نشده است خبري ديگر به گوش مي رسد .کمیسیون اقتصادی مجلس با انتشار گزارشی اعلام کرد که وام های پرداخت شده از سوی بانک ها تا پایان آبان ماه ١٣٨٩ به ٢١٦ هزار و ١٤٥ میلیارد تومانبالغ شده که ٣٤ هزار میلیارد تومان آن به وام های معوق و مشکوک الوصول تبدیل شده که بیش از دو برابر سه سال پیش است. تداوم اعطای دهها میلیارددلار وام های بازپس داده نشده حیرت آور است، خاصه اینکه از سه سال پیش تاکنون بانک های کشور موفق نشده اند قریب ٥٠ میلیارد دلار مطالبات معوق خود را بازستانند. غالب این مطالبات به اعتراف جسته و گریختۀ دیوان محاسبات کشور توسط مدیران شرکت های دولتی دریافت شده اند، بی آنکه البته کمترین نگرانی بابت این امر به دل راه بدهند و از سوی قوۀقضائیه ایران بازخواست شده و هدف پی گرد قانونی قرار بگیرند. دهها میلیارد دلار پولهایی که نظام بانکی دولتی ایران بلاعوض طی سالهای اخیر مفت و مجانی دراختیار کمتر از هزار تن از صاحبان قدرت و یا نزدیک به قدرت قرار داده،چیزی جز پس اندازها و دسترنج میلیونها شهروند ایرانی نیست که برای گریزاز فشار تورم و گرانی به امید دریافت اندک سودی در بانک ها به سپرده گذاشته اند. کمیسیون اقتصادی مجلس اسلامی دیروز گزارشی را در صحن علنی مجلس قرائت کردکه بر اساس آن بیش از ٧ میلیون و ٢٦٢ هزار پروندۀ مطالبات معوق بانکی درکشور وجود دارد که در این بین ٣٩ هزار پرونده بدهی های بیش از صد میلیون تومان دارند. با این حال، تهیه کنندگان گزارش از اعلام اسامی ٧ تن از ٩بدهکار بانکی که بیش از ١٥٠٠ میلیارد تومان بدهی بانکی دارند خودداری کردند. پرسیدنی است که برای نمونه همین هفت تن که یک و نیم میلیارد دلار ازاموال عمومی را برده اند چه کسانی هستند که نه مورد بازخواست و پی گردقانونی قرار می گیرند و نه حتا در مجلس نمایندگان جرأت اعلام نام آنان رادارند. با این حال، دهها هزار کارگر و مزدبگیر این کشور ماهها حقوق خودرا دریافت نمی کنند و اعتراض آنان برای دریافت تنها ماهها دستمزد معوقه شان بلافاصله تهدید و فشار عدلیه و مأمور امنیتی و انتظامی را در پی دارد.

۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

اگر جنبش سبز كارگران و معلمان و قشر مستضعف را در تورم 30% تنها نگذارند ،آنها نيز همپاي جنبش خواهند شد

بي شك سال 90 سال بسيار سختي براي معلمان و كارگران است و اين قشربايد بخش  زيادي ازمشكلات اقتصادي را تحمل كنند . هنگامي كه حقوق كارگران بين 350 تا 300مي باشد و تورم 30% زندگي را يدك مي كشند وبه تنهائي خود كفاف معيشت اين افراد زحمت كش جامعه را نمي دهد و با به تعويق افتادن حقوق نيز اين مشكل چند برابر ميشود اينجاست كه آنان نياز به پوشش خبري رسانه اي با وسعت ايران دارند و سايت هاي سبز مي توانند اين خلع را پر كنند زيرا رسانه هاي دولتي هيچگاه اين اخبار را بيان نمي كنند . با اين روش مطمئنا اين قشر خود را نزديك به جنبش سبز حس مي كنند وخود را از آن جنبش مي دانند، در تمامي مراحل همراه خواهند بود و دولت نيز براي فراگير نشدن اين اخبار حاضر به تن دادن در برابر خواست كارگران ومعلمان خواهد شد، مانند( پتروشيمي تبريز كه بعد از چند روز و پوشش خبري توسط سبزها حاضر به تن دادن به خواسته آنها شد ) پس با درآغوش كشيدن كارگران و معلمان زحمت كش هنگامي كه فراخوان داده شود مي شودمي تواند انتظار داشت كه آنها نيز همراه با شند و شعار( همراه شو عزيز )معني پيدا مي كند اول بايد همراهشان بشويم ، تا همراهيمان كنند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

سال 90را " سال اعتراض اقتصادي اعتصاب مدني سبز" نامگذاري كنيم

 در غياب آن دو بزگوار (مهندس موسوي و كروبي ) وبا توجه به سونامي اقتصادي كه پيشرو سال جديد است واز روزهاي اخير نيز شروع شده است چه در بخش قبوض حاملهاي انرژي، چه در تورم ناشي از هدفمند كردن يارانه ها، چه در بودجه سال 90 كه 45%بيشتر از سال پيش بوده و تورم ناشي از اين بودجه كاملا نفتي كه موجب ورشكستگي صنايع توليدي مي شود، در محقق نشدن وعدهاي اقتصادي دولت هم در بخش مسكن هم در بخش عمران در بخش اشتغال كه مشكل تناسبي تمام خانوارهاي ايراني مي باشد ودر بخشهاي ديگرو همچنين با شروع اعتصابات كارگري در هفته هاي گذشته و بواقع معضلات كار گران و قشر كم در آمد ،.جنبش مي تواند از طريق اعلام حمايت خاص از  مسائل اقتصادي  / بيكاري جوانان / عدم دريافت حقوق معوقه كارگران /اخراج كارگران از صنايع توليدي /اعلام حمايت از قشر باز نشسته كشور/عدم توان خريد مسكن /تورم افسار گسيخته / عدم شفافيت درآمد ناشي از فروش نفت/و..  ،مي تواند با اين قشر از جامعه ارتباط بهتري پيدا كند واين تفكر كه جنبش سبز سنگ خودرا به سينه مي زنندرا از بين ببرد . چرا حالا كه كارگران اعتصابي صنايع اعتراض خود را بيان مي كنند جنبش آنرا با اطلاع رساني وسيع خبري بصورت يك عمل فراگير قرار ندهد .خوب مي دانيم كه كارگران و معلمان واتحاديه هاي كارگري رسانه قوي ندارند چرا رسانه پوششي جنبش سبز براي آنها پلي به بيان اعتصابات و اعتراضات خودنباشد .همين حالا چندين نفر از فعالين كارگري در زندان هستند و در طول زمان پوشش خبري آنها بر عهده جنبش بوده است.بايد اين امر را نسبت به تمام مسائل اقتصادي و اعتصابي گسترش دهيم . شايد با نام گذاري اين سال به :سال اعتراض اقتصادي اعتصاب مدني سبز "قشر عظيمي از ايرانيان را همپاي خود كرده و جنبش را در هر خانواده و هر كارگاه و هر كارخانه و هر قشر گسترش وسيع دهيم . خوب مي دانيم كه در سال آينده در صد بيكاري ، تورم ، مسكن، امنيت شغلي  ،اخراج كارگران ، افزايش ماليات و..  بحث روز اقشار جامعه مي شود پس با پيشدستي مي توان اين پتانسيل را آن جنبش كرد .از صاحب نظران اقتصادي تقاضا مي كنم اين مسئله را به بحث گذاشته و نتيجه مثبتي از آن گرفته شود

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

صداي من " صدا ي بچه جنوب شهر با سختي معيشتي قشر مستضعف است . صداي مرا دريابيد"

اول بگويم كه هدف از نوشتن اين متن ايجاد گرايش اعتراضات جنبش سبز به مسائل اقتصادي كه پيش رو در سال آينده داريم هست و همراه كردن قشر مستضعف با بيان طرحي ساده و قابل فهم تر براي اين قشر وطن پرست است .من از دست بسياري ناراحتم كه خود را همه كاره مي دانند و مي خواهند تمام مالكيت عقلاني ديگران را از آن خود بدانند مگر اين اعتراضات مخصوص قشر متوسط با تحصيلات بالاي ليسانس هست كه حتي توجه كوچكي به قشر تهي دست جامعه نمي كنند. مگر تمام ايران امكانات خاص تحصيلي دارند كه مفهوم دموكراسي / ديكتاتوري /اصلاحات سياسي و... بدانند . مگر يك كارگرزحمت كش كه در ضعيف ترين مناطق تهران و يا شهرستانهازندگي مي كند براي اعترض بايد اول مفاهيم خاص را بداند بعد انتظار عملي از او داشت .چرا بقيه آقايان با او همراه نمي شوندو شعار واقيعت زندگي او را بيان نمي كنند . يكي از مهمترين مسائل كه احمدي نژاد توانست بر شهرستانهاي دور دست احاطه داشته با شد را همين شعار ها ي اقتصادي كه فكر و ذكر  روزمره اين قشر هست را بايد دانست . چرا جنبش سبز تا بحال نتوانسته اين امكان را داشته باشد. شايد يكي از مهمترين دلايل آن عدم نگرش به جنوب شهر تهران يا شهرستانها است در حالي كه پتانسيل در اين مناطق بيشتر از چند خيابان يا ميدان در شمال يا مركز شهر است .زيرا اين مناطق بصورت كاملا مسكوني ميباشد و بطور متوسط  هميشه مردمانش در خيابانها هستند .بيشترين قشر بيكاري جوانان براي اين مناطق است. بيشرين آسيب هاي اجتماعي در اين مناطق اتفاق مي افتد.بيشترين سختي را از اوضاع بد اقتصادي متحمل اين مناطق است.بيشترين فشار حكومتي در اين مناطق  است كه صدايشان به هيچ كجا نمي رسد.پس  بايد با نگرش جديدي اين قشر جامعه را در بر بگيريم.همانطور كه مهندس موسوي در انتخابات مستقيما به محله نازي آباد آمدند و بجاي سخنراني از مسائل پيچيده با بيان مسائل اقتصادي و  بيكاري جوانان باعث تشويق پياپي حاضرين مي شدندچون درد آنها را بيان مي كردنند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

اگر الان بودنند دو سه روز قبل از روز زن پيام مي دادنند كه كسي پيش قدم نشود.آقايان ديگر كه خوابند.

اگر موسوي يا رهنورد يا كروبي الان بودنند دو سه روز قبل از  روز زن يا هر مناسبتي پيام مي دادنند كه كسي پيش قدم نشود . مانند پارسال كه سه روز مانده به روز زن آن پيام زيبا را در راستاي ستايش از مقام زن بيان كردنند.حتما همه يا دشان هست كه زهرا رهنورد  خود را مانند شير زنان ايران ذكر كرد نه ديگران را مانند خود.مير حسين خود را در دامن زن ايراني بزرگ كرد و به منزلت او سخن گفت .كروبي حقوق مادران ايران را خواستار شد.ولي امسال  خبري نشد هيچ هيچ ...                  ترسم از آنست كه پيام عيدي   پيام نام گذاري سالي (سال صبر و استقامت)پيام دل گرمي براي خانواده هاي زندانيان سياسي نباشد.      اما دريغ از يك پيام اثر بخش از آقاي خاتمي و ديگران نه در حمايت آنان كه آنان را مردم حمايت مي كنند در بزرگ داشت مقام زن كه آنرا در نبود شير زنان ايران به ياد آنان بيان كنند .                                                                        آقاي خاتمي و ...( ما ز ياران چشم ياري داشتيم / خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم)

۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه

.شايد شعار "بيكاريم "شعار درد دل او باشد. پس بايد او را نيز همراه كرد

اين مسئله غير قابل انكار است كه قشر عظيم مردم ايران كه در مشكلات اقتصادي قرار دارند چون در اعتراضات خياباني درد خود را نمي يابند ويا هيچگونه هدف مشخصي از چشم انداز معيشتي خود نمي بينند بصورت ناخواسته از جنبش جدا شده و در پي مسائل روزمره خود هستند. يكي از دلايل اين امر قرار دادن مكان اعتراضات در نيمه شمالي شهر ها ويا صحبت هاي روشنفكران سبز كه با بيان كلمات سياسي بصورت نا آگاهانه قشر مستضعف كه تنها اميد خود را بيان مسائل روزمرمه خود ميداند را از دست خواهيم داد . ولي با قدري تامل نسبت به روانشناسي اين قشر بايد با بيان درد آنها همراهي قشر تهي دست را نيز فراهم كرد . شايد درد يك جوان كه از شهرستان براي كار به تهران آمده اصلاحات سياسي نباشد .شايد شعار "بيكاريم "شعار درد دل او باشد.درد كارگري كه خرج خانوار خودرا ندارد شايد دموكراسي يك واژه ناشناخته باشد .شايد شعار "يه تخم مرغ دويست تومن /چندتا بسيجي صد تومن" يا "پول نفت ما چي شد / خرج لبنان و غزه شد"تاثير بيشتري از بيان درد او را داشته باشد. شايد يك مستاجر جنوب شهر دردش عدم ارائه مسكن باشدو شعار "مسكن مهر ايران / ساخته براي لبنان"همان چيزي است كه شبانه روز به آن فكر ميكند تا خواندن سرود يار دبستاني من.اين ها چشم اندازي هست براي ماكه در پشت رايانه صحبت مي كنيم. شايد تاثير پلاكارد مردم بوشهر در سخنراني احمدي نژاد كه:ما گرسنه ايم "از چندين "مرگ بر ديكتاتور" ويا  شعار اصلاحات سياسي تاثير گذار تر باشد.در كل ما در ايران با قشر عظيمي از افراد زير خط فقر واقعي قرار داريم و نمشود آنها را با شعار هاي سياسي كه معاني اختصاصي دارند همراه كرد كه در فرداي اعتراضات حاكميت با پرداخت وجهي پوپوليستي تمام رشته هاي ما را پنبه كند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

مافياي جمهوري اسلامي اينك به بالاترين هم رسيده

مافياي جمهوري اسلامي اينك به بالاترين هم رسيده چرا كه دو روز مانده به سه شنبه اعتراضي 17 اسفند لينكهاي +18 از طرف عرزشي هاي رخنه كرده در سايت بالاترين به منظور نشان دادن چهره غير اخلاقي از سايت كه مي توانند با هماهنگي پانزده نفر يك لينك رو به صفحه اصلي برسانندويا پريدن به شخصي كه هر از چند گاهي براي مطرح شدن از طرف خود حرفي ميزند(مهاجراني)داغ شده و به صفحه اصلي ميرسند ولي لينكهاي مرتبط به اعتراضات در همان تازه ها ناپديد مي شوند .يا لينكهاي تكراري روزي چند بار ديده مي شوند دوستان بالاترين اينك يك سايت خبري مهم هست كه پر بيننده ترين و موثر ترين سايت ايراني است اين را سطحي نگيريم بعضي اوقات خجالت مي كشم از مطالب امتياز داده شده .بعد مي گوئيم چرا اطلاع رساني نمي شود .با معذرت خواهي از زحمتكشان وطن پرست.(توضيح :چون وبلاگم را هك كردند به خاطر همين در وبلاگ جديد نوشتم)